جمعه، ۱۶ مرداد ۱۴۰۵

سود = ارزش خلقشده − نشت سودهای ذهن مدیر و سیستم
این نظریه بر یک فرض اساسی بنا شده است:
هر کسبوکاری که بتواند ارزشی خلق کند که بازار حاضر باشد بابت آن پول پرداخت کند، ظرفیت سودآوری دارد.
اما در عمل، سود واقعی بسیاری از کسبوکارها کمتر از ظرفیت واقعی آنهاست.
علت این اختلاف، از نگاه این نظریه، «نشت سود» است.
قبل از اجرای نظریه، ابتدا باید پاسخ یک سؤال مشخص شود.
آیا این کسبوکار واقعاً ارزشی خلق کرده که مشتری حاضر باشد برای آن پول پرداخت کند؟
اگر پاسخ منفی باشد:
موضوع، نشت سود نیست.
مسئله، خلق ارزش است.
در این حالت باید روی موضوعاتی مانند:
Product Market Fit
محصول
خدمت
ارزش پیشنهادی
شناخت بازار
کار شود.
بنابراین نظریه نشت سود هنوز وارد عمل نمیشود.
در نهایت، نظریه بر پایه دوازده اهرم بنا میشود.
ارزش محصول یا خدمت
پذیرش بازار
تمایز رقابتی
پایداری ارزش
وضوح
باورها
رهبری
اجرا
فرآیندها
سرمایه انسانی
موتور درآمد
کنترل و بهبود
این نظریه ادعا نمیکند که تمام مشکلات کسبوکارها ناشی از نشت سود است.
بلکه ادعا میکند:
اگر کسبوکاری توانسته باشد ارزشی خلق کند که بازار بابت آن پول پرداخت کند، فاصله بین سود بالقوه و سود واقعی، عمدتاً ناشی از نشت سودهای ذهن مدیر و نشت سودهای سیستم است.
بنابراین مأموریت این نظریه، شناسایی، اندازهگیری و کاهش نشت سود است؛ نه صرفاً افزایش فروش یا کاهش هزینه.